ر

رئيس

رادار

راديو

رازيانه

راسو

راکت

ران

راننده

راه

راه آهن

راه رفتن بر روي آب

راه رفتن در خواب

راه زدن

رايانه

راي دادن

رب

رباب

رباخوار

رتيل

رختخواب

رخساره

رز

رژگونه

رژ لب

رستوران

رسن

رشته

رضوان

رطوبت

رعد و برق

رف

رفتگر

رفتن

رفو کردن

رفيق

رقابت

رقص

رقص آرام

رقص گروهي

رکاب

رگبار

رگ گشادن

رماتيسم

رمال

رمان

رنده

رنگها

رنگين کمان

روبان

روباه

روبنده

روتختي

روح

رودخانه

رود

روده

روز قيامت

روزن

روزنامه

روزها

روزهاي تعطيل

روزه داشتن

روژ

روستا

روسري

روشنائي

روشنائي آتش

روغن

روغن بادام

روغن پسته

روغن جوز

روغن کتان

روغنهاي سوختني

رولت

روناس

روي

روي

رياست

ريحان

ريسمان

ريش

ريش شدن

ريگ

ريل راه آهن

ريم

ريمل

رينگ

ريواس

ريوند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Close