ز

زائر

زاج

زاغ

زالو

زانو

زايمان

زباد

زباله

زبان

زبرجد

زبور

زجر

زخم

زد و خورد

زدن

زراعت

زرافه

زردآلو

زرد چوبه

زرده تخم مرغ

زرديها

زرشک

زرنيخ

زره

زري

زعفران

زغال

زغن

زفت

زکات

زکام

زگيل

زلزله

زمرّد

زمستان

زمين

زن

زنار

زنبق

زنبور

زنبيل

زنجبيل

زنجير

زنخ

زندان

زندانبان

زنده به گور

زنگ

زنگار

زنگله

زوبين

زولبيا

زوزه

زهار

زهر

زَهره

زيبا

زيتون

زير زمين

زير شيرواني

زيره

زيلو

زين

زيورالات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Close