انواع درختان

اعلانات

انواع درختان
هر درختي که ميوه دارد دليل بر نعمت است بر قياس ميوهء آن درخت
اگر کسي بيند از درخت ميوه دار ميوه خورد دليل که به قدر آن منفعت مالي از کسي بيابد

بعضي معبران گفته اند :
ديدن درخت به خواب زن است ودرخت چون در خانه پادشاه بيند خدمتکار پادشاه است اگر درختان بيند که ساق ندارند چون درخت خيار و خربزه تأويلش مردمان دون است و هر درختي که خار دارد تأويلش مردي است بد خوي و ناسازگار.

کرماني گويد :
رگ وبيخ درخت دليل است بر رضاي خداوند در دين .اگر بيند رگهاي درخت قوي بود دليل که زکات تمام دهد . اگر خلاف اين بيند زکات مال تمام ندهد
پوست درخت دليل است بر روزه داشتن خداوند خواب اگر بيند پوست درخت قوي بود دليل که خداوندش روزه دار است
شاخ درختان به خواب ديدن دليل است بر برادران وخويشان وفرزندان وي اگر بيند شاخه هاي درختان بسيار است خويشان آن واهل بيت او بسيار باشند
برگ درختان . دليل است بر خوش طبعي اگر بيند درخت برگ بسيار دارد دليل که خداوندش خوش ولطيف بود اگر بيند برگهاي اندک دارد تأويلش به خلاف اين بود وميوهء درخت دليل بود بر پرهيز کردن خداوندش در دين
اگر بيند درخت ميوهء بسيار دارد دليل بود که خداوندش ديندار است اگر بيند درختي را بريد يا بيفکند دليل است بر هلاک خداوندش يا حالش متغير شود

جابر مغربي گويد :
هر درختي که بوي خوش دارد و ميوهء آن خوش طعم است دليل است بر مردي مصلح پاک وبا ديانت و هر درختي که نه در موضع خويش بيند دليل است بر مردي غريب که در آن ديار آمده بود اگر بيند در سراي او يا در سراي ديگري درختان گوناگون بود چنانکه از درون وبرون وبالا و زير درختان مي ديد از هر نوع دليل که در آن سراي مصيبت افتد که مردمان خرد و بزرگ در آنجا آمد وشد کنند.اگر بيند در سراي خويش درختي همي کشت دليل که به قدر آن تخم چيزي به وي رسد اگر بيند که بر بالاي درخت بلندي گرديد دليل که کار وي بلند شود اگر بيند که از درخت بيفتاد وپاي او بشکست دليل که بر بلائي عظيم افتد

اسمعيل اشعث کرماني گويد :
اگر بيند برگ درخت جمع مي کرد دليل که به قدر آن او را زر حاصل شود اگر بيند از درختان ميوه همي جمع مي کرد دليل که او را فرزندان و نسل زياد گردد اگر بيند بر درختان بالا شد دليل که با مردي بزرگوار پيوندد و به سبب او از آنچه ترسد و انديشه دارد ايمن شود اگر بيند که بر درختي است و ميوه ء آن درخت مي خورد دليل که به قدر آن مالي بدو رسد يا سخني شنود و از آن شاد شود مگر درختي باشد که تأويل آن مکروه است چون خربزه و زرد آلو و مانند آن اگر درختان ميوه دار بسيار بيند و داند که جمله ملک اوست دليل که او را عمر دراز است و ظفر و بزرگي يابد اگر بيند که درخت را مي بريد دليل که سخت بيمار شود يا کسي از اهل او بميرد اگر بيند که در وقت خزان در باغي مجهول مي گردد و مي ديد که برگ درختان مي افتادند دليل که در غم واندوه گرفتار شود اگر بيند که درخت با وي سخن گفت و موافق حال او بود دليل که کاري کند که مردمان را از آن شگفت آيد اگر بيند که درخت را از جاي برکند دليل است که بيمار شود يا از آن موضع که درخت کند کسي بيمار گردد و بميرد

جابر مغربي گويد :
درختان خشک بريده در خواب مردمان بد دين است که از مسلمانان خبر ندارند و درخت بي بار دليل بر زن است و درخت معروف دين است و ساق درخت ايمان است و آب او نماز است و پوست وي روزي است و برگ آن خوبي و زيبائي بود وهر درخت که نيکوتر بيند دليل که دين او نيکوتر است و هرچه از درخت خشکي و نقصان بيند دليل بر نقصان مال اوست اگر بيند در زير سايهء درخت نشسته يا خفته بود دليل که در پناه مردي است که بدان درخت نسبت دارد

حضرت امام جعفر صادق فرمايد:
ديدن درختان در خواب بر ده وجه است
اول : پادشاه .
دوم : طلا.
سوم : بازرگان وتاجر.
چهارم : مرد مبارز.
پنجم : مرد عالم .
ششم : مؤمن .
هفتم : کافر.
هشتم :عنوان.
نهم : خصومت وجنگ .
دهم : مرد منافق .

آنلي بيتون مى‏گويد:
1ـ ديدن درختان پر شاخ و برگ و سبز در خواب ، علامت آن است كه اميدها و آرزوهاي شما به ثمر خواهد رسيد .
2ـ ديدن درختان خشكيده در خواب ، علامت آن است كه زيان خواهيد ديد و اندوهگين خواهيد شد .
3ـ بالا رفتن از درخت در خواب ، نشانة رسيدن به مقامهاي برتر است .
4ـ بريدن درخت در خواب ، علامت آن است كه توانايي و ثروت خود را از دست خواهيد داد .
5ـ ديدن درختان سبزي كه به تازگي قطع شده اند ، علامت آن است كه هنگامي كه احساس مي كنيد سعادتمند و خرسند هستيد ، اندوهي به زندگيتان راه مي يا بد .

Advertisement

2 thoughts on “انواع درختان”

  1. با عرض سلام و احترام . خواهشمند است خواب اینجانب را نیز تعبیر کنید. آنجائيکه مشخصات فردي ميتواند راهگشاي تعبير خواب من باشد: اینجانب .پايبند به اصول اخلاقي و اهل نماز و روزه. حجاب هم در حد لزوم دارم. و بيشترين گناه من متاسفانه غيبت است که در زمانهائي که از چيزي يا کسي عصبي ميشوم مرتکب ميشوم. البته اينجانب بيشتر درون گرا بوده و زياد به مرگ فکر ميکنم و قابل ذکر است که تمامي توضيحات مربوط به خواب من, چيزهائي است که در خواب ميديدم ويا بمن القاء ميشد.
    اما خواب اينجانب:
    من و دو نفر ديگر قرار بود بميريم و راهي دنياي ديگر شويم. يکنفر مانند خودمن خانم و نفر ديگر آقا بود. چهره خانم را به وضوح نميديدم اما قدوبالا وحضورش کاملا محسوس بود. يکبار آن آقا ي جوان و خوش سيما از جلوي من رد شد و من باخودم گفتم کاش اين جوان وقتي مرديم با من همراه باشد تا تنها نباشم.چيزي که عجيب بوداين بود که هيچ خبري از ترس و وحشت ناشي از مرگ نبود . يک واقعيت عادي وپذيرفته شده. ولي چيزي که بيش از همه درسراسر اين رويا مراعذاب ميداد نگراني شديد من براي مادرم بود. مدام ميگفتم مادرم را چه کنم؟ مادرم بعد از من چه خواهد کرد؟ من که فرصت نداشتم گناهان و اشتباهاتم را جبران کنم؟ (اضافه ميکنم با مادرم هيچ مشکلي ندارم و برايم عزيز است و کاملا هم از دست من راضي است).
    لازم بود براي مردن و راهي شدن آن دنيا, آمپولي به ما تزريق شود. يکبار ديگر ضمن ابرازنگراني خود به خانمي که همسفرمن بود , به آن خانم که قرار بود کار تزريق را در دست من انجام دهد گفتم : ” خانم تروخدا وقتي مردم قبل از اينکه مرا به خاک بسپاريد ناخنهايم را بگيريد”.
    بعد خودم را درون سالني نسبتا” تاريک ديدم که شبيه يک پارکينگ يا انبار متروکه اي بود که درفيلمها معمولا از آن استفاده ميکنند. خبري از آن آقا نبود. ولي خانم همسفرم کنارم بودکه دوباره با ناراحتي و دلواپسي گفتم: ” ناراحت مادرم هستم. بدون من چکار ميکند؟” همسفرم گفت : ” نگران نباش.. ديدمش که داشت نرم نرم گريه ميکرد.”. گفتم: ” اين اولش است. بعد خيلي غصه خواهد خورد.” و سپس برگشتم تا يکبار ديگر به پشت سر و جائي که آمپول را تزريق کرده بودند نگاه کنم. فهميدم که ديگر هيچکس نيست و از آنجائيکه مرده ام, ديگر ارتباط من با دنياي مادي قطع شده و نميتوانم کسي را ببينم. ( خيلي احساس بد و غير قابل توصيفي بود و اطمينان دارم اگر روزي بميرم دقيقا همان احساس حزن آور, دلتنگي و دست از دنيا کوتاه شدن را احساس خواهم کرد). رو به جلو نگاه کردم . يعني به در خروجي آن ساختمان. الان درست بخاطر نمياورم ولي شايد کورسوي نوري هم از روبرو پيدا بود که محل ارتباط به دنياي ماوراء بود. اما بمحض آنکه اولين قدم را بسمت آن در برداشتم تا وارد دنياي ديگر بشوم , با صداي اذان گوشي خودم که براي اذان صبح تنظيم کرده بودم از خواب بيدار شدم!

  2. با سلام خواب دوم اینجانب در رابطه با درخت میباشد. جسارت بنده را ببخشید که از شما تعبیر خواب میخواهم. زیرا هیچ منبع یا مرجع دیگری ندارم!
    پسردائیهای دارم که ارتباط فامیلی ما با آنها زیاد جالب نیست. گاهی برقرار و گاهی قطع میشود و آنهم بدلیل سهم الارث مادرم است که پس از مرگ دائیم , تحویل مادرم نشد! در خواب دیدم هر دو خانواده جائی برای احتمالا پیک نیک دور هم نشسته ایم. درخت تنومندی بود که شاخ و برگ سبز و فراوان داشت و زیر سایه اش نشسته بودیم. دو نفر از پسردائیهایم مدام به دور درخت چرخیده و چاقو بسوی هم حواله میکردند ولی تمامی ضربه هایشان به درخت میخورد تا جائیکه تنه درخت به آن بزرگی قطع شد و افتاد! در آن حالت من با ناامیدی به تنه بریده درخت نگاه کردم و با خودم فکر کردم دیگر سایه ای نیست که زیر آن بنشینیم . در همان حال چشمم به بالای سرم افتاد که بی سایبان نبود و سقفی در آنجا بود. سایه داشت اما سقفی بود تشکیل شده از ورقه های آهن و یا شاید هم حلب که سایه داشت و لی نمای زیبائی نداشت!
    از حضورتان خواهش میکنم درصورتیکه به علم تعبیر خواب آشنائی دارید این دوخواب را برایم تعبیر نمائید. خداوند یار و همراهتان باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Close