تعبیرخواب تفسیررویا ابن سیرین امام جعفرصادق

چ ج ث ت پ ب ا آ

س

ژ

ز

ر

ذ

د

خ

ح

ف

غ

ع

ظ

ط

ض

ص

ش

ہ

و

ن

م

ل

گ

ک

ق

ی

تعبیرخواب حاکم از انس بن مالك روايت نموده است كه پيامبر(ص) فرمود : تعبیر خواب«ان الرؤيا تقع علي ما تعبر ومثل ذلك مثل رجل رفع رجله tabire khabفهو ينتظره متي يضعها فاذا رأي احدكم رؤيا فلا يحدث بها الا ناصحا او عالما »يعني (خواب آنگونه كه تعبير مي شود ،اتفاق مي افتد و واقع شدن آن مانند كسي است كه پاي خود را برداشته است ومنتظر است تا ببيند كه چه وقت آن را روي زمين بگذارد.پس هر گاهكي از شما خوابي راديد آن را به جز نزد عالم و يا ناصحي بازگو ننمايد ) تعبیرخواب

انواع رؤیا:

تعبیرخواب : رؤیا به سه نوع تقسیم می‌شود 

    • کلام فرشته: این، همان رؤیای صادقه و بشارتی است از جانب خداوند برای بنده‌اش.
    • کلام شیطان: این، رؤیای باطل از طرف شیطان برای غمگین کردن انسان است.
  • کلام نفس: این، گفتگوی انسان با نفس خود در حال بیداری است، که آن را در خواب به صورت رؤیا می‌بیند، و هیچ تعبیری ندارد.

    اهمیّت بحث رؤیا:

    گفتگو از رؤیا، قواعد و أحکام آن دارای اهمیت زیادی است مخصوصاً در این دور و زمان که حق با باطل در آمیخته است، و کسانی از رؤیا و تأویل آن، صحبت می‌کنند که اهل این کار نیستند.

    عواملی که من را تشویق کرد تا به این امر مهم بپردازم مختصراً به ترتیب زیر می‌باشند:

    • غلوّ بعضی در تقدیر و احترام رؤیا و بالا بردن منزلت آن به جای که شایستة آن نیست، تا جای که آن را تشریع می‌پنداشتند و بوسیلة آن شرع خدا را نقض می‌کردند و بر اساس خوابی که می‌دیدند حلالی را حرام، و حرامی را حلال می‌کردند، و مدعی می‌شدند که بر بعضی از غیب، علم پیدا کرده‌اند.
    • تحقیر و کوتاهی بعضی نسبت به شأن و منزلت رؤیا که هیچ ارزش و قیمتی برای آن قائل نبودند، و آن را سخن پیرزنان، خرافات و افسانه به حساب می‌آوردند.
    • جهت توضیح و بیان حدّ وسط در مورد رؤیا به نحوی که نه تندروی باشد، و نه کندروی. چون رؤیا همچنانکه وحی و تشریع نیست، بیهوده و دیوانگی نیز نیست، بلکه بعضی از آنها حق، و بعضی باطل می‌باشد.
    • به خاطر ارتباط رؤیا با واقع و زندگی مردم. خیلی‌ها مخصوصاً خانمها از آن بسیار صحبت می‌کنند. عوامل فوق من را واداشت تا به توضیح و بیان رؤیا بپردازم.

‫35 نظرها

    1. خوا دیدم منزلم را سرقت کرده اند و همه چیزم را برده اند مخصوصا لوازم قدیمی مثل مجسمه های برنز و سنگ جواهر و انگشترهایم درب بالکن باز بوده و د زد از انجا رفته رفتم شکایت کنم شکم به خانم اشنایی رفت بعد بیدار شدم ساعت ۵ تا ۶ صبح

  1. سلام:
    تو خواب دیدم که مادرم خیلی خوشحال به خونه اومد و من از دیدن مادرم خیلی تعجب کردم ،(چونکه توی خواب هم میدونستم از دنیا رفته)، و گفت دکترا منو عمل کردن خوب شدم و دیگه دردی ندارم،
    ولی نمیدونم تعبیرش چی هستش؟
    اگه کسی میدونه بی زحمت به من بگه…
    ممنون…

  2. با سلام و درود،
    من دو مرتبه خاب خودمو شرح دادم ولی متاسفانه جوابی دریافت نکردم.
    مهدی اندیشمند

  3. سلام خواب دیدم با خالم و مامانم و مامانبزرگم و دختر خالم دنبال قبر دو تا دختر دوقلو بودیم به نام فائزه و فاطمه بعد که قبر ها رو پیدا کردیم خودمون نبش قبر کردیم که هنوز به جنازه نرسیده بودیم که منو دختر خالم چون حامله بودیم دردمون گرفت و ما رو به بیمارستان بردن و من توی راه کیسه ابم پااره شد و توی بیمارستان پنج قلو به دنیا اوردم اگه کسی تعبیر خوابمو میدونه لطفا بگه خیلی ذهنم درگیر شده

  4. سلام
    اگر ميشه خوابم رو تعبير كنيد
    ديشب خواب ديدم من و مادرم در يك محلى كه بين راه واسه استراحت بود منتظر اتوبوس بوديم.وقتي اتوبوس اومد راننده گفت به مقصد ما نمي ره بايد بريم سر جاده .ما سوار موتور شديم و مادرم رانندگي مى كرد تا وسط رَآه إز دريا عبور مى كرديم ماه كامل بود من رفتم به سمت آب پاهام توى آب بود به ماه نگاه مى كردم و دعا مى كردم به همسر دلخواهم برسم

  5. دوست پسری داشتم که یکسال پیش مرا ترک کرد. هر از گاهی خواب میبینم که رودر روی من ایستاده و به من نگاه می کند. ولی نگاه او پر از ترس و وحشت خشم و چشمانش حالت گریه کردن دارد ولی گریه نمی کند. و من از خواب بیدار میشوم.

  6. سلام وقتتون بخیر،من 25 سال دارم .خواب دیدم نوزادی دربغلم هست و خردسالی دیگر دارد روی سکو راه می رود که به لبه سکو رسیده من میخواستم کمکش کنم که جلوتر برود میفتد پایین و از طرفی هم میخواستم زن عمویم را صدا بزنم ک نگذارد بچه خردسال بیفتد پایین ، ولی اخرش به خودم گفتم نه نمیخاد ونگفتم .یه یک دفعه بچه به پایین افتاد و مرد و بعدش زن عمویم گریه میکرد وای فاطمه دختر کوچکم.من به زن عمویم نگفتم ک تقصیر من بوده. و از خواب پریدم وبسیار آشفته بودم.
    از اون خواب به بعد پریشان هستم .منتظر پاسختان هستم .
    باتشکر

  7. خواب میدیدم که دختر یه ساله روی سکو راه میره و بغلم بچه دیگه بود وبه عمد کمکش نکردم و از سکو افتادمرد .بعدش از خواب پریدم

  8. Salam man khab didam daro wa kardam rohe je dokhtar bacharo kheyli tar didam wa wahshat zade shodam baed khanomam omad pisham

    Je khabe dige ham didam ateshfeshan bod mawade mozab to shahr bod man donbale madaram migashtam wa peydash kardam baghalesh kardam

  9. خواب ديدم توي خونمون مرغى داشت دنبالم ميكرد و من ازش فرار ميكردم و رفتم تو اتاقم و در و بستم بعد درو باز كردم ديدم پشت و داره منو دنبال ميكنه فرار كردم و رفتم تو اتاق مامان و بابام و درو هم بستم .
    …. ديگه از خواب بلند شدم

    1. 22/2/2018. February.
      خواب دیدم که پول زیادی دارم و میقدار اش را به مردم دام و مقداری زیاد اش را برای خود نگه داشتم. باز خواب دیگر دیدم که مردم به من گفت شما خدا هستید نمیدانم تعبر اش چی هست. لطفا برایم تعبیر کنید

  10. سلام
    من پدرم را كه فوت كرده در خواب ديدم كه با هم در يك باغ سر سبز بوديم و او خوشحال بود و گل محمدي و و چند عدد زردالو به من داد لطفا تعبير كنيد ممنوع

  11. Salam man, man khab didam ke daram tadarolate tavalodr doost pesaramo midam to khooneie ghadimiy ke toosh bozorg shodam . Barash yek Cake bozorg be shekle gol gerefte boodim va hameie familam onja dore ham jam shode boodim.

  12. سلام
    من خواب دیدم که گوشواره ام (طلا)خود به خود و به راحتی از گوشم افتاد،تعبیر این خواب چیست؟

  13. باسلام ودرود
    دررویایم دیدم.
    دربارگاه بزرگی که شاهزادگان وملکه ها وپادشاهان جمع شده اند زندگی می کنم .
    لباسهای ملکه ها مثل دوران ملکه الیزابت است لباسهایی فاخروگرانبهاوجواهراتشان نادر وخاص برگردن ودست وگوششان دارندجایی که حضوردارم خیلی خیلی زیباست.
    ملکه ای بامن هم قدم میشه وباهم نوشیدنی می نوشیم حتی این بطری ها ازشیشه نیستند طبق گفته ملکه این بطری ها ازجواهری گرانبهاترازالماس ساخته شده اند.
    حتی آنها الما س هم می‌خوردند به من هم تعارف کردند ‌. من هم باآنها شروع به خوردن بشقابهای پرازالماس کردم . بارگاهی که بودم نوشیدنی هایش مستی نداشت غذاهایشا ن غذاهای اشرافی و ویژه بود وحتی خوردن دسر الماس وگرانبهاترازالماس هم جزو دسرهای آنهامحسوب می شد.
    لباسهایی بارنگهای درخشان وپرتلالو دیدم درکنارآن سران وبزرگان جایگاهی دارم چون طبق گفته آنها ورودبه آنجا برای همگان مقدورنیست دیدم ازمن مشاوره میگیرند وافکارشان رابامن بررسی می کنندودردستهایمان شیشه هایی که جنسشان ازالماس گرانبهاتراست وداخل این شیشه های گرانبهاترازالماس پرازنوسیدنی های رنگی هستندمی نوشم ودرکنارش الماس می خورم وبا ملکه وهمراهانشان صحبت می کنم و همیطورکه راه می رویم شاهزاده ها هم به جمع مااضافه می شوند لباسهای بسیارفاخر ی که تابحال برتن هیچ کس ندیده بودم وتابحال هم ندیده ام.

    لطفا خواب مراهم تعبیرکنید.
    تشکرازپیگیری وپشتیبانی عالی شما.

  14. سلام من 34 سالمه ور در خواب دیدم یه تابی بود بین زمین و
    آسمان و من و خواهرم میخواستیم سوار اون تاب بشیم ولی من اصرار کردم که اول من باید سوار بشم و من سوار شدم و تاب میخوردم و خیلی خوشحال بودم حس خوبی داشتم ازون بالا زمین رو میدیدم میخواستم بپرسم تعبیرش چیه؟

  15. من خواب دیدم که همه ما در باغ هستیم و خیلی خوشحال در کنار هم هستیم.یهو صدای جیغ زنی توجه مارو جلب میکنه و همه شروع به فرار کردن میکنن.بعد یه نفر بعد از چند دقیقه گفت که اروم باشین رفت.خلاصه بعد از چند دقیقه همه فامیلا گفتن که بریم اون پاساژ روبه رو باغ که ببینیم چه خبره و چی داره و اینا.
    ما همینطور که میرفتیم سمت پاساژ،دم در ورودی پاساژ یهو صدای جیغ میاد و عده ای دارن فرار میکنن.بعد همون لحظه مادربزرگ مادریم بلند میگه اومد اومد فرار کنین.ما درحال فرار کردن که هستیم،موقعی که من برمیگردم که ببینم چیه که همه ازش میترسن،میبینم یه روحه مثل شیطان که ترسناک هم هست.به محض اینکه این میاد بالاسر همه ما،همه چیز تاریک میشه.مثل بیهوش شدن یا خواب عمیق رفتن یا بطور واضح بخوام بگم مثل مردنه.البته مادربزرگ مادریم در دنیای واقعی زنده است .اما درخواب همه ما میمیریم.

    میشه بگین این تعبیرش چیه؟واقعا ترسیدم.کمکم کنید.چون هرکسی یه چیزی میگه.یکی میگه یعنی دشمن اطرافته میخواد بهت ضربه بزنه یکی میگه روز قیامت به پایان میرسه:(

  16. من ۲۰ سالمه. خواب دیدم رفتیم سمت جاده جایی وایسادیم مثل اینکه روی کوه هستیم ولی پایین رو نگاه میکردی رودخونه پراز آب بود.
    بعد همه مردها روی لبه بلندی به ترتیب نشسته بودن. پسر بچه های ۳سال تا ۷سال مشغول بازی بودن. تااینکه یکی از اون بچه ها که ۳سالشه داداش من بوده هی میدود که بازی کنه و به لبه که میرسه من با جیغ بابامو صدا میکنم بابامم داداشمو میگیره و میارتش عقب.
    دوباره داداشم کارشو تکرار میکنه. و اینکه دوباره بابام خودش بدون جیغ و داد من میارتش عقب منم دیگه خیالم راحت میشه که بابام حواسش بهش هست سرم رو میارم پایین وتا میارم بالا خبری از داداشم نیست. و با جیغ و داد دنبالش میگردم.
    این تعبیرش چیه من خودم در بلافاصله از خواب میپرم.
    میشه بگین تعبیرش چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن