قواعد ناب در تعبير خواب

قاعدة کلی صحيح شرعی در تأويل خواب چيست؟

قاعدة کلی صحيح شرعی در تأويل خواب چيست؟

قاعدة کلی صحيح شرعی در تأويل خواب چيست؟ چون رؤیای صادقه بر دو نوع است قاعدة کلی هر یک را جداگانه بحث می‌کنیم.

1 ـ نوع اول از رؤیای صادقه، همانطور که در خواب دیده شده در عالم واقع روی می‌دهد و نیاز به تعبیر ندارد مانند؛ رؤیای پیامبران، شهدا و صلحا، نمونه آن، خواب حضرت ابراهیم است ـ بر او و بر پیامبر ما صلاه و سلام ـ در مورد ذبح حضرت اسماعیل. Tabir khab

قاعدة کلی صحيح شرعی در تأويل خواب چيست؟

2 ـ نوع دوم رؤیای صادقه‌ای است که نیاز به تعبیر و تأویل دارد چون رؤیا مَثَلی است که فرشته آن را به صاحب خواب می‌نمایاند تا بر اساس آن استدلال کند. و این نوع خواب بسیار اتفاق می‌افتد و نمونة آن روایتی است که از پیامبر ص نقل شده است که فرمودند: «رأیت ذات لیلة فیما یرى النائم کأنّا في دار عقبة بن رافع فأُتینا برطبٍ مِن رُطب ابن طاب، فأوَّلتُ: الرفعة لنا في الدنیا والعاقبة في الآخرة وأنَّ دیننا قد طاب»[1]: شبی در خواب دیدم که در منزل عقبه بن رافع هستیم و خرماهای از خرمای ابن طاب برای ما آورده شد. پس آن را این طور تعبیر کردم: که سرافرازی در دنیا و سرانجام نیک در آخرت از آنِ ماست و دین ما مورد پسند واقع می‌شود.

پیامبر ص از (رافع) رفعت و از (عقبه) عاقبت و از (رطب ابن طاب) طیب دین را أخذ کرده است. پس در هر تعبیر خوابی که این ضابطه رعایت نشود، طبق این نص، مردود می‌باشد.

قاعدة کلی صحيح شرعی در تأويل خواب چيست؟

حقیقت رؤیا:

قاضی ابوبکر بن عربی گفته است: رؤیا معلوماتی است که خداوند بوسیله فرشته یا شیطان بر قلب آدمی وارد می‌کند، و این رؤیا یا حقیقتی است، یا رمزی استدلالی، و یا خوابی درهم بر هم.

اگر رؤیا رمزی باشد، کار معبّر این است که صورت ذهنی را از ناخودآگاه به خودآگاه انتقال دهد.

اگر رؤیا همچون سپیده صبح در عالم واقعی آشکار شد، نیاز به تأویل ندارد ودلیلش این است که خودآگاه و ناخودآگاه یکی شده‌اند، و دیگر برای آشکار کردن آن، نیاز به تعبیر نیست.

رؤیا قرائن و دلالاتی دارد که بعضی از آنها آشکار، و برخی پنهان هستند، و نیاز به توضیح و تأویل و انعکاس رموزی است که در ناخودآگاه وجود دارد. تا با حال و واقع زندگی صاحب خواب که همان خودآگاهی است مطابقت کند. شناخت حال و وضع صاحب خواب و زمان آن ضروری است تا تعبیر خواب به بهترین وجه صورت گیرد.

[1]. مسلم، 4/1779.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا